رویدادها

مازندران در نگاه ناصر خسرو و شاهنامه فردوسی

Untitled-1-Recovered

بازخوانی یک سوءبرداشت تاریخی در جغرافیای ادبی ایران

یکی از پژوهشگران ادبیات فارسی با اشاره به برداشت‌های نادرست رایج درباره مازندران در متون کهن، تأکید می‌کند که مازندرانِ یادشده در شاهنامه فردوسی و سفرنامه ناصر خسرو، هیچ ارتباطی با استان مازندران امروزی در شمال ایران ندارد.

مازندرانِ ناصر خسرو کجاست؟

دکتر مهدی سیدی، پژوهشگر ادبیات فارسی، در یکی از نشست‌های «شرح سفرنامه ناصر خسرو» که در فرهنگسرای جهاد دانشگاهی خراسان رضوی برگزار شد، به بررسی موقعیت جغرافیایی مازندران در آثار ناصر خسرو پرداخت و نکات تازه‌ای را درباره مفهوم و جایگاه این نام در تاریخ و ادبیات ایران مطرح کرد.

او با اشاره به اشتباهات رایج در تفسیر جغرافیای آثار ناصر خسرو توضیح داد که بسیاری از مخاطبان تصور می‌کنند مازندرانِ مورد اشاره او همان مازندران امروزی است؛ در حالی که این برداشت نادرست است.
به گفته سیدی، مازندران در سفرنامه ناصر خسرو منطقه‌ای کوهستانی در پشت بدخشان، نزدیک رود جیحون و هم‌مرز با پنجاب بوده است. این ناحیه در قرن پنجم هجری بخشی از قلمروهای دوردست جهان ایرانی به شمار می‌آمد و ناصر خسرو خود را ساکن آن منطقه معرفی می‌کند.

او افزود که این مازندران، ناحیه‌ای کوهستانی و جنگلی بوده و معنایی کاملاً متفاوت با مفهوم امروزی این نام داشته است.

مازندران در شاهنامه فردوسی

سیدی در ادامه به جغرافیای شاهنامه پرداخت و تأکید کرد که مازندرانِ شاهنامه نیز در همان ناحیه کوهستانی پشت بدخشان قرار دارد؛ منطقه‌ای که نقش مهمی در روایت‌های حماسی فردوسی ایفا می‌کند.

به گفته او، این مازندران محل وقوع بسیاری از جنگ‌ها و رویدادهای مهم شاهنامه است و همواره به‌عنوان سرزمینی اسرارآمیز و پررمز و راز تصویر می‌شود. از جمله نبردهای مشهور کیکاووس و رستم که در این ناحیه رخ می‌دهد.

کوه اسپروز و پامیر؛ نه البرز و زاگرس

این پژوهشگر ادبیات فارسی تصریح کرد که مازندران شاهنامه جایی است که کوه اسپروز در آن قرار دارد؛ کوه‌هایی که در واقع همان رشته‌کوه‌های پامیر هستند و امروزه در شمال افغانستان و تاجیکستان قرار دارند.
برخلاف تصور رایج، این کوه‌ها هیچ ارتباطی با رشته‌کوه‌های البرز یا زاگرس ایران ندارند.

ریشه اشتباهات جغرافیایی

سیدی با اشاره به خطاهای رایج در مطالعات تاریخی گفت:
بسیاری از پژوهشگران و علاقه‌مندان، مازندران شاهنامه را به اشتباه با سرزمین‌هایی مانند مصر، شام یا یمن مرتبط دانسته‌اند. این خطاها اغلب نتیجه تفسیر نادرست نام‌ها و واژگان در متون کهن است.

او در این زمینه به نوشته‌های ابومنصور معمری، گردآورنده مقدمات شاهنامه، اشاره کرد و توضیح داد که مقایسه مازندران با مصر یا شام، بیشتر ناظر بر ثروت و دارایی‌های افسانه‌ای این سرزمین بوده، نه موقعیت جغرافیایی آن.

جایگاه خراسان در جغرافیای شاهنامه

سیدی همچنین نقش برجسته خراسان را در جغرافیای شاهنامه یادآور شد و گفت:
بخش عمده جغرافیای شاهنامه مربوط به شرق ایران و فلات شرقی است. در حالی که مناطق غربی و مرکزی ایران کمتر با جزئیات جغرافیایی توصیف می‌شوند، نواحی شرقی با دقت و وضوح بیشتری در داستان‌ها و جنگ‌ها حضور دارند. این موضوع نشان‌دهنده اهمیت ویژه شرق ایران در ذهن و جهان‌بینی شاعران و نویسندگان ایرانی است.

جمع‌بندی

به گفته این پژوهشگر، مازندران در آثار ناصر خسرو و شاهنامه فردوسی نه‌تنها از نظر مکانی، بلکه از نظر معنایی، فرهنگی و اسطوره‌ای اهمیتی ویژه دارد. درک درست این مفهوم، ما را به شناخت عمیق‌تری از جهان فکری ناصر خسرو، فردوسی و جغرافیای ذهنی ایرانِ کهن نزدیک می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Related events

رویدادهای مرتبط