رویدادها
ریشههای خشونت علیه کادر درمان؛ وقتی درمان تبدیل به کالای تجاری میشود
مقدمه
خشونت علیه کادر درمان در سالهای اخیر به یکی از جدیترین چالشهای اجتماعی تبدیل شده است. اتفاقی که نهتنها سلامت روان و امنیت پزشکان و پرستاران را تهدید میکند، بلکه نشاندهندهی مشکلات عمیقتری در نظام سلامت و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی کشور است. دکتر مجید فولادیان، جامعهشناس، در برنامه «سپید خونین» به بررسی این ریشهها پرداخته؛ تحلیلی که به خوبی نشان میدهد خشونت امروز، نتیجهی سالها نابرابری و فشارهای ساختاری است.
خصوصیسازی و آغاز شکاف در نظام سلامت
به گفتهی فولادیان، ریشهی این مشکلات به دهه ۱۳۷۰ و آغاز سیاستهای خصوصیسازی بازمیگردد. با ورود بیمارستانها و مدارس به بخش خصوصی، خدمات عمومی نظیر بهداشت، درمان و آموزش بهمرور طبقاتی شد.
نتیجه؟
-
ثروتمندان کمتر به بیمارستانهای دولتی مراجعه میکنند.
-
اقشار کمدرآمد توان مراجعه به بیمارستانهای خصوصی را ندارند.
-
کیفیت خدمات در مراکز دولتی تحت فشار اقتصادی کاهش یافته است.
این شکاف، نارضایتی عمومی را افزایش داده و کادر درمان را در خط مقدم مواجهه با نارضایتیها قرار داده است.
افزایش هزینهها و فرسودگی شغلی
در پی خصوصیسازی و کمبود سرمایهگذاری در نظام سلامت، فشار مضاعفی هم بر مردم و هم بر کادر درمان وارد شده است.
فولادیان توضیح میدهد که:
-
بسیاری از پرستاران و پزشکان با درآمد پایین و ساعات کاری سنگین مواجهاند.
-
کمبود نیرو باعث شده کارکنان درمان در دو شیفت کار کنند.
-
موج مهاجرت پرستاران شدت گرفته و فشار کاری داخلی بیشتر شده است.
مجموع این شرایط، فرسودگی شغلی را به یک وضعیت عادی تبدیل کرده؛ موضوعی که کیفیت خدمات و ارتباط پزشک و بیمار را تحتتأثیر قرار میدهد.
چرا خشونت در بیمارستانهای دولتی بیشتر است؟
طبق تحلیل این جامعهشناس، هرچه از بیمارستانهای خصوصی به سمت مراکز دولتی حرکت کنیم، احتمال وقوع خشونت افزایش پیدا میکند. دلیل این مسئله:
-
تراکم بیمار
-
کمبود نیرو
-
انتظار طولانی
-
تجهیزات ناکافی
-
فشارهای اقتصادی بیماران
در چنین شرایطی، کوچکترین تأخیر یا ناهماهنگی میتواند به خشم تبدیل شود.
بیاعتمادی؛ زخمی که عمیقتر میشود
هرچند پزشکان همچنان یکی از قابلاعتمادترین گروههای اجتماعیاند، اما طبق مطالعات، میزان اعتماد مردم نسبت به ۱۳۸۰ کاهش یافته است.
از سوی دیگر، فشار اقتصادی پزشکان را نیز وادار کرده که زمان کمتری برای بیماران بگذارند.
وقتی درمان تبدیل به یک معامله تجاری میشود:
-
بیمار احساس میکند خریداری است که از او سوءاستفاده میشود.
-
پزشک احساس میکند فروشندهای است که زیر فشار است.
و این نقطه، همان جایی است که سلامت جامعه از هم میپاشد.
تحریمها و تورم؛ عوامل پنهان اما اثرگذار
سالها تورم دو رقمی و تحریمهای اقتصادی، واردات دارو و تجهیزات را سخت کرده است. نبود دارو یا گرانی آن، نارضایتی بیماران را تشدید میکند.
فولادیان تأکید میکند که مجموعهی این فشارها در نهایت به خشم اجتماعی بدل میشود.
جمعبندی: خشونت، محصول نابرابری
خشونت علیه کادر درمان نه حاصل رفتار فردی یک بیمار است و نه خطای یک پرستار.
این پدیده نتیجهی مستقیم نابرابریهای اجتماعی، فشار اقتصادی و تضعیف نظام سلامت است.
برای کاهش خشونت، باید به جای سرزنش افراد، ساختارها را اصلاح کرد؛ از تقویت بیمارستانهای دولتی گرفته تا بازسازی اعتماد اجتماعی.